أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

977

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

جست . در آنجا بايد از يك كازرونى مقيم آنجا خواست . در لكزان گياهى است سمى كه با نيروى خود انسان را مىكشد . اگر افشرهء [ نيفاطوس ] را به كسى [ كه از اين گياه سمى خورده ] بدهيم ، درمانش مىكند . براى از ميان بردن لك چشم ، هيچ چيز نمىتواند با آن برابرى كند . شيافى 3 از آن مىسازند ، بر سنگ مىسايند و در چشم مىچكانند و اين ، لك چشم را از ميان مىبرد 4 . ( 1 ) . نسخهء فارسى : نيقاطوس ، در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده است . ( 2 ) . العكرش ، نك . شمارهء 722 . ( 3 ) . نك . شمارهء 629 ، يادداشت 1 . ( 4 ) * . در Picture ، 140 درج شده است . حرف و ( واو ) 1068 . واشه 1 آن را « عروق الصباغين » و به سجستانى منجوشك 2 مىنامند . اين ، ريشه‌هاى درهم پيچيده است ، آب را به رنگ سرخ درنمىآورد ، حتى اگر آن را در آب بجوشانيم ، اما روغن را سرخ‌رنگ مىكند و به همين جهت آن را در چراغ روشنايى به كار مىبرند . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . در اينجا اشاره مىشود كه اين عروق الصبّاغين - زردچوبه يا ماميران است اما در شمارهء 698 گفته شده است كه « عروق » و « واشه » يكى نيستند . ( 2 ) . منجوشك . 1069 . وجّ 1 اوريباسيوس [ آن را ] به رومى اقيرون 2 [ مىنامد ] . اين به سريانى وص 3 ، به فارسى وژ ، وريژ ، وريژك و افريژ 4 است . صهاربخت : اقارون 5 همان « وج » است . ديسقوريدس : برگ‌هاى [ وج ] به برگ‌هاى ايرسا مىمانند جز اينكه نازك‌تر و درازترند 6 . ريشه‌هايش نيز تفاوت زيادى با ريشه‌هاى [ ايرسا ] ندارند جز اينكه درهم مىپيچند ، راست نيستند بلكه كج‌وكوله‌اند . به ظاهر گره‌هاى سفيدگونه دارند ، زبان‌گزند و بوى ناپسند ندارند . بهترين وج - سفيد 7 ، متراكم ، كرم‌نخورده ، پر و خوشبوست .